خوشبختی

همسرم نواز با صداى بلند گفت، تا کى مي‌خواى سرتو توى اون روزنامه فرو کني؟ ميشه بياى و به دختر جونت بگى غذاشو بخوره؟
شوهر روزنامه رو به کنارى انداخت و بسوى آنها رفت
تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده مي‌آمد. اشک در چشمهايش پر شده بود
ظرفى پر از شيربرنج در مقابلش قرار داشت
آوا دخترى زيبا و براى سن خود بسيار باهوش بود
گلويم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمي‌خورى؟
فقط بخاطر بابا عزيزم. آوا کمى نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهايش را پاک کرد و گفت
باشه بابا، مي‌خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو مي‌خوردم. ولى شما بايد.... آوا مکث کرد
بابا، اگر من تمام اين شير برنج رو بخورم، هرچى خواستم بهم ميدى؟
دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول ميدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم
ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزيزم، نبايد براى خريدن کامپيوتر يا يک چيز گران قيمت اصرار کنى
بابا از اينجور پول‌ها نداره. باشه؟
نه بابا. من هيچ چيز گران قيمتى نمي‌خوام.
و با حالتى دردناک تمام شيربرنج رو فرو داد.
در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چيزى که دوست نداشت کرده بودن عصبانى بودم
وقتى غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج ميزد
همه ما به او توجه کرده بوديم. آوا گفت، من مي‌خوام سرمو تيغ بندازم. همين يکشنبه
تقاضاى او همين بود.
همسرم جيغ زد و گفت، وحشتناکه. يک دختر بچه سرشو تيغ بندازه؟ در خانواده ما غيرممکنه. و مادرم با صداى گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با اين برنامه‌هاى تلويزيونى داره کاملا نابود ميشه
گفتم، آوا، عزيزم، چرا يک چيز ديگه نمي‌خواى؟ ما از ديدن سر تيغ خورده تو غمگين مي‌شيم
خواهش مي‌کنم، عزيزم، چرا سعى نمي‌کنى احساس ما رو بفهمي؟
سعى کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، ديدى که خوردن اون شيربرنج چقدر براى من سخت بود
آوا اشک مي‌ريخت. و شما بمن قول دادى تا هرچى مي‌خوام بهم بدى. حالا مي‌خواى بزنى زير قولت
حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم، مرده و قولش
مادر و همسرم با هم فرياد زدن که، مگر ديوانه شدى؟
نه. اگر به قولى که مي‌ديم عمل نکنيم اون هيچوقت ياد نمي‌گيره به حرف خودش احترام بذاره
آوا، آرزوى تو برآورده ميشه
آوا با سر تراشيده شده صورتى گرد و چشم‌هاى درشت زيبائى پيدا کرده بود
صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. ديدن دختر من با موى تراشيده در ميون بقيه شاگردها تماشائى بود. آوا بسوى من برگشت و برايم دست تکان داد. من هم دستى تکان دادم و لبخند زدم
در همين لحظه پسرى از يک اتومبيل بيرون آمد و با صداى بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بيام
چيزى که باعث حيرت من شد ديدن سر بدون موى آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اينه
خانمى که از آن اتومبيل بيرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفى کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا فوق‌العاده ست. و در ادامه گفت، پسرى که داره با دختر شما ميره پسر منه
اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صداى هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هريش نتونست به مدرسه بياد. بر اثر عوارض جانبى شيمى درمانى تمام موهاشو از دست داده
نمي‌خواست به مدرسه برگرده. آخه مي‌ترسيد همکلاسي‌هاش بدون اينکه قصدى داشته باشن مسخره ش کنن
آوا هفته پيش اون رو ديد و بهش قول داد که ترتيب مسئله اذيت کردن بچه‌ها رو بده. اما، حتى فکرشو هم نمي‌کردم که اون موهاى زيباشو فداى پسر من کنه
آقا، شما و همسرتون از بنده‌هاى محبوب خداوند هستين که دخترى با چنين روح بزرگى دارين
سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گريستن. فرشته کوچولوى من، تو بمن درس دادى که فهميدم عشق واقعى يعنى چى.
خوشبخت‌ترين مردم در روى اين کره خاکى کسانى نيستن که آنجور که مي‌خوان زندگى مي‌کنن. آنها کسانى هستن که خواسته‌هاى خودشون رو بخاطر کسانى که دوستشون دارن تغيير ميدن.

 

 

به اين مسئله فکر کنين

جملاتي زيبا از دکتر شريعتي

مي خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند
ستايش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گريستم ، گفتند بهانه است
خنديدم ، گفتند ديوانه است

دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم !


زنده بودن را به بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت 

در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست و آزادانه مرد.


انسان مجبور نيست حقايق را بگويد ولي مجبور است چيزي را که مي گويد حقيقت داشته باشد


"خدايا چگونه زندگي کردن را به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت


"تهمت و دروغ"را دشمن سفارش ميدهد و منافق ميسازد و عوام فريب پخش ميکند و عامي آن را ميپذيرد


خدايا شهرت مني را که ميخواهم باشم قرباني مني را که: ميخواهند باشم نکن


"زماني مصاحبه گري از معلم صداقت و صميميت دکتر علي شريعتي پرسيد :
به نظر شما چه لباسي را به زن امروز بپوشانيم ؟

دکتر علي شريعتي در جواب گفتند : نميخواهد لباسي بدوزيد و بر تن زن امروز نمائيد . فکر زن را اصلاح کنيد او خود تصميم ميگيرد که چه لباسي برازنده اوست"


انسان عبارت است از يک ترديد. يک نوسان دائمي. هر کسي يک سراسيمگي بلاتکليف است.



خداوندا من با تمام کوچکی ام, يک چيز از تو بيشتر دارم و آن هم خدايي است  که من دارم و تو نداري


هر کس بد ما به خلق گويد                   
ما چهره به دل نمي خراشيم
ما خوبي او به خلق گوييـم

 تا هر دو دروغ گفته باشيـم !


خدايا هر که را عقل دادي ، چه ندادي؟ و هر که را عقل ندادي ، چه دادي؟؟؟



با شيطان هم داستان شدم, تا در برابر هيچ آدمي, سر تسليم فرود نياورم.


هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود ، چيزي ياد نگرفتم . . .
***********************
مادرم ميگفت عاشقي يک شب است و پشيماني هزار شب؛
 هزار شب است پشيمانم که چرا يک شب عاشقي نکرده ام
***********************
گاه گاهي به يادت غزلي مي خوانم
تا نگويي که دلم غافل از آن عهد و وفاست
خوب رويان همه گر بادل من خوب شوند
خوبِ من، با همه خوبان, حساب توجداست!
***********************
يه مرداب براي بدست آوردن يه نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره پس اگرکسي رو دوست داري براي داشتنش حتي شده سالها صبر کن
***********************
  بزرگترين اقيانوس آرام است
آرام باش تا بزرگترين باشي
***********************
 خوش به حال مسافركش هاي ميدان آزادي
 هر روز آزادانه فرياد ميزنند : آزادي، آزادي....




وصیتی زیبا برای زندگی ابدی

  وصیتی زیباتر از این دیده بودید از
  آلبرت انیشتن
    وصیتی زیبا برای زندگی ابدی
 
   روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از       چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی    که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند

 
 آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار    علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است

 
 در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم    را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر          زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند 

 
چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید

 
هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود  ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود

 
آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند 

 
اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند

 
گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید

 
اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند... 

 
                           چه انسان بزرگواري!اگر همه اينچنين بوديم چه ميشد؟؟؟

قـــــــــــــــــــرآن  از دکتر شریعتی

قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
 و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
 هم حج و نماز !
 کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
 این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
 اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
 این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
 تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
 اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
 شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
 وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
 ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،





 قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
 مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

 چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

 قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
 مبدل کرده ام .

 یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش
 کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
 در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
 موزه سازی کنیم ؟

 قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌
 آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
 ..  اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
 احسنت …! ”  گویی مسابقه نفس است …

 قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

 ‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
 که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
 نکنند .

 خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

 آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان
 به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
 که به صلیب جهالت کشیدیم

چگونه با توقعات غیر منطقی در ازدواج مقابله کنید

یاد بیگیرید چطور زندگی زناشویی نامطلوب خود را دوست بدارید

 یک روز صبح پاییزی مریم در آشپزخانه مشغول نوشیدن چای بود. درخت داخل حیاط طلایی شده بود و خورشید می‌تابید. او باید آماده می‌شد تا سر کار خود در دفتر مجله حاضر شود. با نارضایتی به این فکر می‌کرد، "چرا حالا که ازدواج کرده‌ام هم باز باید سر کار بروم؟ چرا شوهرم نباید از من محافظت کند؟ دوست دارم در خانه بمانم."

 به یاد می‌آورد، "این فکر شوکه‌ام کرد. بعد از فکرم خنده‌ام گرفت. من عاشق کارم بودم و هیچوقت به این فکر نمی‌کردم که از آن بیرون بیایم. تازه به درآمد آن هم نیاز داشتیم. متوجه شدم که آن قسمت از من به دنبال یک ازدواج خیلی سنتی بود. آنجا شوهرم را بخاطر یک انتظار ناگفته و درواقع احمقانه متهم کردم که از دوران کودکی با من بوده است."

 انتظارات و توقعات زندگی زناشویی که نیمه پنهان بوده و به زبان نمی‌آیند، زن و شوهرها را در مرحله ادراک به آزمایش می‌کشد. این "قوانین" که در دوران کودکی و سالهای نوجوانی با نگاه کردن به والدینمان و جذب مفاهیم مربوط به نقش زن و شوهر در جامعه؛ از وابستگی‌ها و اعتقادات مذهبی ما؛ از برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و کتاب‌ها شکل می‌گیرند. عشق‌ها و دوستی‌های قبلی هم می‌توانند شکل‌دهنده انتظارات ما باشند. و در سطحی عمیق‌تر، معمولاً باور داریم که همسرمان زخم و جراحت‌های روحی درونی ما را التیام خواهد بخشید.

 این تخیلات بعد از ازدواج بیرون می‌آیند (که برای آنهایی که سالها قبل از ازدواج دوست بوده و رابطه داشته‌اند واقعاً تعحب‌برانگیز است). اما متخصصین عقیده دارند که تخیلات مربوط به کارهایی که همسرتان باید و نباید انجام دهد، خطرناک هستند. اگر همسرتان را با یک استاندارد غیرممکن مقایسه ‌کنید، اگر نتواند ذهن شما را خوانده و آسیب‌های کودکی شما را التیام بخشیده و به طرز جادویی زندگی رویایی برای شما بسازد، ناامید و دلسرد خواهید شد.

 وقتی زوجی هنوز دلباخته هم هستند، نیاز به چیز زیادی ندارند چون هنوز از آن عشق و دلباختگی اولیه لذت می‌برند. توقعتان خیلی کم است، احساسی عالی دارید و زمان زیادی را برای خوشنود کردن همدیگر صرف می‌کنید. اما هرچه رابطه عمیق‌تر می‌شود، توقعات و انتظارات تغییر می‌کنند. و زمانیکه آن نیازها برآورده نشوند، دیگر کاری از دست همسرتان برای خوشنود کردن شما برنخواهد آمد و همه چیز آزاردهنده به نظر خواهد رسید. هر خستگی و دلزدگی ثابت می‌‌کند که رابطه‌تان درست نبوده و برای هم ساخته نشده‌اید. دعواها و مشاجره‌ها شروع می‌شوند و این مشاجرات بر سر موضوعات اصلی که اذیتتان می‌کند نیست.

 دلیل آن معمولاً این است که خودتان هم نمی‌فهمید که موضوعات و مشکلات اصلی چه هستند—یا از به زبان آوردن آنها واهمه دارید. اولین قدمتان؟ باید انتظارات و توقعات خودتان درمورد ازدواج را آشکار کنید—مجموعه‌ای از اعتقادات شوکه‌کننده، گاهی مسخره و خنده‌دار و معمولاً آسیب‌پذیر. از اینکه آماده کردن صبحانه صبح با کدامتان باشد گرفته تا زمانی که می‌خواهید بچه‌دار شوید، از اینکه در چه چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید تا اینکه چند وقت یکبار رابطه‌جنسی داشته باشید، از اینکه همسرتان درمورد مدل موی جدیدتان چه باید بگوید تا اینکه صبحها چطور به هم صبح‌بخیر بگویید.

 در هر مرحله از زندگی زناشویی ممکن است انتظارات جدیدی به وجود آید، مثل اینکه کی خانه بخرید، کی به اتفاق هم در باغچه گلکاری کنید، کی بچه‌دار شوید، چطور با یک بیماری حاد کنار بیایید، در زمان سختی‌های اقتصادی چه برخوردی داشته باشید و یا حتی رفتارتان در زمان میانسالی. اگر الان مهارت لازم برای کشف انتظاراتتان را به دست آورید، به شما کمک می‌کند کشف کنید در هر مرحله از زندگی واقعاً چه در ذهنتان می‌گذرد.

 اشتباه متوجه منظورمان نشوید. همه توقعات و انتظارات غیرواقعبینانه نیستند. نیازی هم نیست که انتظاراتتان را نادیده بگیرید. وقتی کنترل توقعاتتان را به دست گرفتید—و همسرتان هم همین کار را کرد—می توانید لیست انتظاراتتان را با هم مقایسه کنید. برای شناختن بهتر همدیگر، درمورد هر کدام با هم صحبت کنید.
 تصمیم بگیرید که کدامیک از انتظارات همدیگر را می‌توانید برآورده کنید. خیلی مهم است که برای خوشنودی همسرتان تلاش کنید، حتی اگر دیدگاه خودتان درمورد یک ازدواج موفق آنگونه نباشد. و از سایر انتظارات بعنوان یک نقطه شروع برای کشف و رشد فردی استفاده کنید: شاید از همسرتان انتظار داشته‌اید که یک هیجان جدید وارد زندگیتان کند اما توقعاتتان برآورده نشده است. خودتان فعالیت‌هایی که دوست دارید را دنبال کنید: صخره‌نوردی؟ اسکیت؟ یا شاید هم طراحی جواهر؟


 نکاتی مثبت

 انتظارات خود—و همسرتان-- را بپذیرید. این امیدها و آرزوها—و حتی بایدها—نشانه نیازهای عمیق شماست. ازدواج شما قادر به برآورده کردن همه آنها نیست اما نادیده گرفتن آنها هم باعث می‌شود هر دوی شما احساس ناامیدی، تنهایی و خشم کنید.

 چیزهایی از همسرتان بخواهید که واقعبینانه باشند.  احتمالاً همسرتان نمی‌تواند هر روز صبح صبحانه را آماده کرده و در تختتان بیاورد، روزی سه بار از ظاهر شما تعریف و تمجید کند یا هیچوقت دعوایی شروع نکند. اما می‌تواند زمان بیشتری برای درست کردن غذا و گذراندن وقت با شما صرف کند. توافق درمورد برخی توقعات واقعبینانه احساس موفقیت و رضایت را در هر دوی شما ایجاد خواهد کرد.

 ببینید چه کاری از دست خودتان برمی‌آید. مریم داستان ما نمی‌توانست از شغل خود استعفا دهد و بی‌خیال در خانه بماند، در صندلی زیر درخت زیبای حیاط لم بدهد و کتاب بخواند اما متوجه شد که می‌تواند کاری با استرس کمتر پیدا کند که اجازه دهد بتواند از زندگی زناشویی خود لذت بیشتری ببرد. یک سال بعد، کار خود را عوض کرد و زمان بیشتری برای زندگی زناشویی خود و خانواده داشت.

 برای چیزی که نمی‌توانید داشته باشید افسوس نخورید. یکی از سخت‌ترین کارها در ازدواج قبول کردن این است که بعضی از موارد لیست بایدهایتان هیچوقت توسط همسرتان اجرا نخواهد شد—بخاطر اینکه او کامل نیست و دلیلی هم ندارد که شاهزاده قصه‌ شما باشد. وقتی چیزی را واقعاً می‌خواهید که می‌دانید قرار نیست به دست بیاورید، می‌توانید ناراحت یا عصبانی شوید و یا کاری را بکنیدکه همه زن و شوهرها بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان می‌کنند: افسوس چیزهایی را بخورید که به خاطر تعهد ازدواج نتوانستید به دست آورید. قبول کردن ازدواج و همسرتان باوجود ناکاملی آنها، تمرینی درازمدت است که برای یک رابطه سالم و خوشبخت ضروری است.

 از ناامیدی بعنوان نشانه‌ای از انتظارات ناخودآگاه استفاده کنید. وقتی در زندگی زناشویی خود و از دست همسرتان ناامید و دلسرد شدید، کمی مکث کرده و به آن توقعتان فکر کنید. این کار باعث می‌شود درمورد انتظاراتتان هوشیاری و آگاهی به دست آورید که اعمال و رفتارهایتان را هدایت می‌کند. آیا توقعتان منطقی بوده است؟ آیا بهتر نیست خودتان آن را برآورده کنید؟

 همسرتان را با همسر دیگران مقایسه نکنید—یا ازدواجتان را با دیگر ازدواج‌ها. روی عشق، خنده‌ها، غصه‌ها و کشمکش‌های دنیای خودتان تمرکز کنید. هیچ همسری ایدآل نیست و هیچ ازدواج ایدآلی هم وجود ندارد. با این وسوسه که به خودتان بگویید "اگر فقط همسرم شبیه به شوهر دوستم بود" یا "اگر ازدواج ما مثل ازدواج آنها بود" مقابله کنید. هر ازدواجی خاص است و پستی‌بلندی‌های خاص خود را دارد.

 مراقب توقعاتی که از خودتان دارید باشید. 30 سال پیش نیست و شما هم پدر و مادرتان نیستید. بااینکه بسیاری از زوج‌های تازه ازدواج‌کرده ناخودآگاه از خود انتظار دارند که زندگیشان به اندازه زندگی والدینشان خوب و کامل باشد. درمورد کلیشه‌های فرهنگی جامعه از همسر ایدآل نیر همینطور است.



 

امان ازدست مرد ها با این حرف هائی که می زنند .

مرد : راهي براي زندگي طولاني وجود داره؟

دکتر: زن بگير

مرد  : کمکي مي کنه؟

دکتر: نه، ولي ديگه هوس عمرطولانی به سرت نمیزنه!



 چرا زن و شوهر در هنگام عقد دست يکديگر رو مي گيرن؟

اين فقط يک رسمه. مثل دوتا بوکسور که قبل از مسابقه با هم دست ميدن

!

 

زن  : عزيزم امروز دومین سالگرد ازدواج ماست. دوست داري چکار کنيم؟
 مرد: بيا و بیاد این 2 سال 2 دقیقه سکوت کن

 


 درک کردن خداوند هم کار مشکلیه.


موجود زيبائي به اسم زن را مي آفرينه بعد اونو تبدیل به همسر مي کنه!

 قبل از ازدواج مرد تمام شب رو بيدار مي مونه و در مورد چيزي که زن گفته فکر مي کنه.  بعد از ازدواج, قبل از اينکه خانم حرفش تمام بشه خوابش مي بره

 


 راهي سريعتر از نقل و انتقال پول بوسيله سيستم الکترونيک هم وجود داره! اين  راهو  بهش ميگن ازدواج!


 تلگرافي بدست مرد رسيد که نوشته بود، زنت مرده. خاکش کنيم يا بسوزونيمش؟  مرد جواب داد، ريسک نکنيد. اول بسوزونيدش و بعد خاکسترش رو خاک کنيد!

 


 مرد با حالت حق بجانب:

خانم کتابی بنام "مرد، ارباب زن" داريد؟

 فروشنده : کتابهای تخیلی مون اون طرفه آقا!

 

 

 مردي بود که به زني گفت اونقدر دوستت دارم که بخاطر تو حاضرم در جهنم هم زندگی کنم.  آنها ازدواج کردند و مرد سالهاست که بقول خودش وفا کرده است؟!

 

 

 دانشجوی عزیز

 وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم

 چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !

 دوستدار تو

 استاد !

 .

 .

 .

 بارون که میزنه آدم ناخوداکاه یاد سه چیز میفته:

 سهراب و شعرش

 قمیشی و صداش

 شهردار و عمش !

 .

 .

 .

 

 میگن تو جهنم عمت هر کاری بخواد می کنه فحش هاش رو تو می خوری !!!
 

 .

 .

 .


هر وخ مامانم با سوال " این چیه ؟ " بم نزدیک میشه ، تا برسه بهم من 2-3
 دفه سکته میکنم
 

 .

 .

 .

 امروز تو اتاقم یه پشه مشاهده کردم
 رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش درجه دماسنجو نشونش دادم و باهاش منطقی بحث کردم
 . که هنوز سرده هوا.اونم قبول کرد و رفت :-|
 

 .

 .

 .

 

 دوستان عزیز توجه بفرمایین

 وقتی فین میکنین وسط دستمال رو نگاه نکنین

 کمتر گزارش شده که کسی مروارید فین کرده باشه !

 .

 .

 .

 عشق احساس شگفت انگیزیست

 درگیرش که شدی..یک گوسفند گربه صفت رو صدا میزنی جوجو !

 .

 .

 .
  

 آدمها  در ارتباطاتشان یک آستانه ی “تحمل” دارند

 یک آستانه ی “تنفر”

 و یک آستانه ی ” تهوع !

 .

 .

 .

 

 دوست عزیز

 کلاس ، داشتنیه … گذاشتنی نیست …!

 جهت اطلاع عرض کردم !

 .

 .

 .

 میگن اگه می خوای عیب و ایراد یه دختر رو بفهمی برو پیش دوستاش ازش تعریف کن !!!
 

 

 .

 .

 .


 سرِ جلسه ی امتحان از دخترِ کنار دستم می پرسم: لاک داری؟ می گه: چه رنگی؟!
 

 .

 .

 .


این خانومایی که معتقدن مردا همه سر و ته یه کرباسن!
 واقعـــــــا من و جانی دپ رو يكي ميبينن؟؟؟

همه چيز درباره خیار از نيويورک تايمز

از قديم مي گفتن، از خيار بي خاصيت تر ميوه نداريم پس لطفا مطلب زير را بخوانيد فكر كنم نظرتان عوض شود
  
  
 همه چيز درباره خیار از نيويورک تايمز
  
  
 
  
 1.      دارای ویتامینهایی است که بدن ما روزانه نیازدارد. مانند میتامینهای ب یک ، دو، سه، پنج، شش، اسید فولیک، ویتامین سی، کلسیم، آهن، منیزیم، فسفر و پتاسیم و روی
  
 2.     اگر بعد از ظهر خسته هستی بجای اینکه نوشیدنیهای کافیئن دار بنوشی یک خیار بخور. آنها دارای ویتامینهای بی و هیدروکربور هستند که شما را سرحال آورده و چند ساعت نگه می دارد.
  
 3.     اگر آینه حمام بخار میکند آنرا به آینه بمالید تا از بخار کردن جلو گیری کند.
  
 4.     اگر حشرات و حیوانات، باغچه شما را نابود می کنند یک بشقاب آلومینیومی خیار لایه لایه برش خورده را بگذارید تا همه آنها را فراری دهد.
 مواد خیار با آلومینیوم ترکیب شده و بویی را ایجاد می کند که همه حشرات و... را فراری میدهد. ولی انسان آنرا حس نمی کند.
  
 
  
 5.     اگر روی پوست خود ناهمواری دارید و میخواهیدکه از شر آن قبل از رفتن به استخر خلاص شوید خیار برش خورده را به آن محل ها روی پوست خود بمالید. مواد فتوشیمیایی خیار باعث می شود که کلوژنهای پوست جمع شود و چاله چوله ها از بین بروند. روی چروکها نیز بسیار موثر است.
  
 6.     اگر مشروب خورده اید و سردرد و سرگیجه دارید قبل از خواب چند خیار بخورید. عطف به ویتامین ب و شکری که دارد و الکترولیتهای موجود سردرد و سرگیجه را حل میکند.
  
 7.     اگر میخواهید بر گرسنگی عصر فائق آئید خیار بخورید.
  
 
  
 8.     یک ملاقات مهم دارید ولی فرصت واکس زدن ندارید خیار را بمالید روی کفش آنرا براق نموده در مقابل نفوذ آب نیز مقاوم میشود.
  
 9.     اگر روغن ندارید، و لولاها سرو صدا میکنند آنرا به آن بمالید روان شوند.
  
 10.   اگر دچار استرس هستید، یک خیار را خرد کرده و در آب جوش بگذارید، مواد شیمیایی آن باعث آرامش شما میشود.
  
 11.   بعد از غذا آدامس ندارید و میخواهید به یک ملاقات تجاری بروید، یک برش از خیار را برای سی ثانیه به سقف دهان بفشرید، بوی بد دهان با کشته شدن باکتریهای بد بو از بین میرود.
  
 
  
 12.    اگر یک روش سبز برای تمیز کردن وسایل استیل میخواهید، با خیار آنها را تمیز کنید.


 13.    اگر در حال نوشتن اشتباه کردید از آن میتوانید بعنوان پاک کن (از قسمت بیرونی آن) استفاده کنید.
 

آیا میدانید ناجی جان محبوبترین خواننده ترکیه ( ابراهیم تاتلیسز) کیست؟

 بله ممکن است حدس بزنید     بزرگترین جراح مغز جهان پروفسور سمیعی

پروفسور سمیعی کیست ؟

 "ابراهیم تاتلیسس" خواننده و هنرمند پر آوازه ترکیه با ترانه‌هایش مشهور خاص و عام در ترکیه، آسیای میانه و کشورهای خاورمیانه مثل آذربایجان، ایران، افغانستان، عراق، سوریه و دیگر کشورهای عربی است، تاتلیسس با ترانه‌های

 ترکی‌اش مشهور شده ولی گهگاه به عربی و کردی نیز ترانه‌ای خوانده‌است.

ابراهیم تاتلیسس در روز 13 مارس 2011 میلادی، در محله شیشلی استانبول از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد. تاتلیسس هنگامی که پس از ضبط برنامه تلویزیونی مشهور خود «ایبو شو» از کانال تلویزیونی «بیاض تی‌وی» خارج می‌شد هدف این حمله قرار گرفت. پلیس اعلام کرد که ضارب از یک خودروی مشکی رنگ اقدام به شلیک چند گلوله کرده و به سرعت متواری شد. بنا به اعلام پزشکان، گلوله از پشت وارد جمجمه ابراهیم تاتلیسس شده و از قسمت جلوی سر او خارج شد.
   
 بدنبال پخش خبر ترور این هنرمند محبوب ترکیه مردم کشورشان به امید زنده ماندن او دست به دعا بلند کردند. پزشکان بواسطه صدمه مغزی شدید این هنرمند تصور می کردند که او حتی اگر جان سالم بدر ببرد باقی عمرش را فلج خواهد بود.

 برای نجات جان محبوب ترین هنرمند ترکیه نیاز به برجسته ترین جراح مغز جهان نیز بود. و او کسی نبود جز پروفسور مجید سمیعی رئیس فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب و رئیس انیستیتوی علوم عصبی و دانش نورولوژی (آی ان آی) در هانوفر آلمان که پیچیده ترین جراحیهای مغز جهان در آن صورت می گیرد. مرکزی که معماری آن نیز, که به پیشنهاد دکتر سمیعی بصورت مغز یک انسان طراحی شده, یک شاهکار معماری بی نظیر بشمار می رود

رسانه های ترکیه این جراح مغز برجسته ایرانی که از آلمان به ترکیه برده شد و ریاست تیم عمل جراحی 12 ساعته بر روی جمجمه و مغز ابراهیم تاتلیست را بر عهده داشت را بعنوان نجات دهنده جان محبوب ترین هنرمند کشورشان معرفی می کنند. جراح برجسته ای که از جمله بنیانگذار رشته جراحی قاعده جمجمه در جهان و ابداع کننده روشهای تازه در زمینه جراحی میکروسکوپی مغز در جهان بوده است.
   
 پروفسور مجید سمیعی متولد 1937 که روز 18 ژوئن گذشته تولد 74
 سالگی

    خود را جشن گرفت متولد شهر رشت مرکز استان گیلان ایران است.. وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است. وی بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌است و در این زمینه بیشترین گزارش‌ها متعلق به ایشان می‌باشد.

 
 پروفسور سمیعی در دهه 1990 اقدام به تاسیس مرکز بین‌المللی علوم اعصاب ( آی ان آی)نمود. بنای این مرکز برگزفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن نیز بر عهده پروفسور سمیعی است.
  پروفسور سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار او در یکی از کشورها برگزار می‌کنند. وی در حال حاضر و با وجود دارا بودن 74 سال سن بسیار فعال بوده و عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را با مهارتی بی نظیر انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های مهم جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند.
   
 پروفسور سمیعی به کشور خود ایران عشق می‌ورزد و تاکنون تلاش زیادی را برای ارتقای جراحی مغز و اعصاب در ایران صورت داده است.
 برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال 1988 نشان خدمت درجه 1 دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد

کــــــــــلاه فروش

   کلاه فروشی روزی از جنگلی می  گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت  مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت  وخوابید. وقتی بیدار شد  متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد .  تعدادی  میمون را دید که کلاه هاي او را برداشته اند؛

 فکر کرد که چگونه  کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش  را خاراند و دید که میمون ها همین کار  را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت  و دید که میمون ها هم ازاو تقلید کردند. به  فکرش رسید که کلاه  خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم  کلاه ها را
 بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر  شد؛

 سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه  اش  را تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد  چگونه برخورد  کند. یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر  درختی استراحت کرد وهمان قضیه  برایش اتفاق افتاد؛  او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند.  او کلاهش  را برداشت, میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی  زمین  انداخت ولی میمون ها این کار را نکردند؛

 یکی از میمون ها از درخت  پایین آمد و کلاه را از سرش برداشت  و درگوشی محکمی به او زد و گفت: فکر میکنی  فقط تو پدر بزرگ داری ؟؟؟

گوشــــت بوقلمـــــون

در صورتی که می خواهید خدای ناکرده دچار بیماری های سرطان سینه ، پروستات ، بیماری  MS ، آرتروز،
 افسردگی و اعصاب نشوید و اسید اوریک ، اوره و چربی خون شما بالا نرود گوشت بوقلمون را جایگزین
 تمامی گوشت های مصرفی خانواده بنمایید.

 1. طبق آزمایشات انجام شده فسفر موجود در بوقلمون چهار برابر میگو می باشد که یک غذای دریایی است
 همچنین بهتر است که بدانید 80% عامل تشکیل کلسیم در استخوان های بدن فسفر می باشد
 و میزان فسفر در بوقلمون 238mg / 100 g می باشد.

 2. پروتئین موجود در بوقلمون 81 / 28 بیشتر از هر گوشتی است؟

 3. آیا می دانستید بوقلمون فاقد اوره و اسید اوریک نسبت به گوشت های دیگر است
 که طبق تحقیقات انجام شده اسید اوریک یکی از عوامل سکته مغزی می باشد؟

 4. آیا می دانستید گوشت بوقلمون به علت عدم وجود چربی میان بافتی حجم گوشت در هنگام پخت بعکس گوشت
 مرغ گوساله / گوسفند و ... کم نمی شودو در نهایت مرغ بعد از پختن 55%، گوشت 60% و بوقلمون 85% گوشت پخته به دست می آید؟

 5. آیا می دانستید بوقلمون دارای انواع ویتامین  B از جمله  B1/B3/B6/B12 به میزان 7.7mg/100 gr است
 و برای جلوگیری از افسردگی و بیماری  MS و از بین بردن کم خونی مؤثر است.

 6. آیا می دانستید در بوقلمون مقدار زیادی امگا 3 وجود دارد که باعث باز شدن مجاری عروق بدن
 و پائین آورنده کلسترول می شود و از مزمن شدن بیماری ها جلوگیری می کند.

 7. آیا می دانستید اسیدهای آمینه ای به نام تریپتوفان 35mg/100g می باشد که در بدن تبدیل به پروتئین می شود
 که عامل شادابی است. اسیدهای آمینه در مرمت سلول های ماهیچه ای و اندام بدن، ناخن، پوست،
 مو و غدد ترشحی نقش بسیار بسزایی دارد و برای ورزشکاران بسیار مفید می باشد.

 8. در بوقلمون کلسیم 98mg/100g و برای کلیه افراد بخصوص خانم ها بسیار مفید است
 و همچنین کلسیم باعث کاهش کلسترول و فشار خون می شود؟

 9. آیا می دانستید که چربی و کلسترول موجود در بوقلمون کمترین چربی و کلسترول نسبت
 به گوشت گوساله / گوسفند مرغ و سایر گوشت هاست یعنی تا دیگر گوشت هاست.

 10. آیا می دانستید پتاسیم موجود در بوقلمون 935mg/100g بیشترین پتاسیم در تمام گوشتهاست؟
 پتاسیم ضد سرطان است و برای جلوگیری از سرطان سینه در خانم ها بسیار مؤثر بوده همچنین
 در ساختمان قلب و ماهیچه ها و خون نقش مهمی دارد، وجود آن عامل مهمی برای بسته نشدن
 سرخرگها و مشکلات وریدی است همچنین پتاسیم در کاهش کلسترول نقش مهمی دارد.
 پا درد عمدتاً نتیجه کمبود پتاسیم و منیزم بدن، اسپاسم ماهیچه انسداد و تنگ شدن سرخرگ،
 مشکلات وریدی تأثیر سوء دیابت روی عضلات، اعصاب پا، رگ گرفتگی و ... تورم مفاصل است.

 11. آیا می دانستید 45mg/100g سلنیوم در بوقلمون چه اهمیتی دارد؟
 سلنیوم همراه با کلسیم، پتاسیم و ویتامین  B6-C-D و روی که همگی در گوشت بوقلمون است
 ضد کلیه سرطان ها بخصوص سرطان پروستات و سینه می باشد. سلنیوم تنظیم متابولیسم
 را به عهده دارد و برای از بین بردن سلول های غیر نرمال مؤثر بوده و اگر گوشت بوقلمون
 با قارچ و گوجه فرنگی میل شود خاصیت ضد سرطانی آن افزایش پیدا می کند.

 12. آیا می دانستید میزان سدیم 33mg/100g در گوشت بوقلمون می باشد از بیماری های قلبی
 جلوگیری می کند و باعث تنظیم فشار خون می شود و همچنین سدیم عامل جذب کلسیم و فسفر در بدن می باشد؟

 13. آیا می دانستید روی در بوقلمون 63mg/100g بوده و روی باعث رشد خردسالان می شود
 ضد سرماخوردگی است و به ساختن  DNA و هورمون مردانه در بدن کمک می کند
 و همچنین روی باعث تنظیم سن بلوغ در افراد می شود.

 14. و بالاخره آیا می دانستید بوقلمون دارای ماده ای به نام  COQ 10 ( اکسیر جوانی )
 می باشد که برای جلوگیری از پیری زودرس مفید است.

پس بی جهت نیست طبق تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا گوشت بوقلمون گوشت معجزه گر حتی بهتر از ماهی معرفی شده است!

بمب جیوه بر سقف خانه های ایرانیان

پس از مدت ها تبلیغ درمورد استفاده از لامپ های کم مصرف و تلاش برای گسترش آن در جامعه مدتی است که هشدارها درمورد روش نادرست استفاده از آنها در ایران جدی تر شده؛ به قول کارشناس بهداشت تشعشات وزارت بهداشت، بمب جیوه را به خانه ها آوردیم و درمورد آن آموزشی به مردم ندادیم.

 
همه ما حتی شده یک بار تبلیغات مربوط به استفاده از لامپ های کم مصرف به جای لامپ های قدیمی را دیده یا شنیده ایم. صرفه جویی در مصرف انرژی و به دنبال آن کاهش بهای قبض برق، مهم ترین مزیت استفاده از این لامپ هاست.
 
 
 
خطر در بالای سر
 
جیوه یک فلز سمی است که روی سیستم اعصاب انسان اثر می گذارد و می تواند به بروز سرطان هم منجر شود. درون حباب لامپ های کم مصرف از گاز جیوه استفاده شده است. علی گورانی، کارشناس بهداشت تشعشات وزارت بهداشت، یکی از کارشناسانی است که در مورد استفاده نادرست از یک تکنولوژی خوب هشدار می دهد؛ او در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا گفته است در تمام دنیا تکنولوژی هایی مانند لامپ های کم مصرف همراه با بسته های آموزشی به مردم ارائه شد ولی در ایران این وسیله بدون آموزش و فرهنگسازی مناسب به جامعه راه یافت؛ به همین دلیل حالا «در خانه ها، کوچه ها و خیابان ها شاهدیم که به راحتی لامپ های کم مصرف و فلورسنت خرد و مانند زباله های دیگر حمل می شوند؛ درحالی که این لامپ ها باید با دستورالعمل ویژه جمع و امحا شوند و خرده ها و خاک های آن را نباید به هیچ وجه با جاروبرقی جمع کرد.»
 
راهکارهایی برای کاهش خطر
 
اشاره به خطرهای احتمالی استفاده از لامپ های کم مصرف و مهتابی (فلورسنت) برای این نیست که بگوییم از این لامپ ها استفاده نکنید؛ راهکارهایی وجود دارند که با عمل به آنها احتمال خطر کاهش می یابد:
 
*پرتاب کردن و شکستن لامپ های مهتابی به سرگرمی بعضی افراد به ویژه نوجوانان در خیابان ها و کوچه تبدیل شده است؛ درمورد خطرات این کار به آنها هشدار دهید.
 
*درصورتی که لامپ کم مصرف یا مهتابی در یک محیط بسته و کوچک شکست، تا 15 دقیقه محل را ترک کنید. بعد از بازگشت پنجره ها را باز یا دستگاه تهویه را روشن کنید. هنگام جمع آوری تکه های لامپ دستکش بپوشید یا از دو تکه مقوا کمک بگیرید.
 
*از جاروبرقی یا دستی استفاده نکنید. بعد از جمع آوری خرده شیشه ها، آنها را درون یک کیسه نایلونی قرار دهید، در آن را گره بنزید و درون سطل آشغال بیندازید. برای پاک کردن زمین از جیوه هم از دستمال مرطوب استفاده کنید.
 
*درصورتی که این لامپ ها سوختند آنها را به ماشین بازیافت زباله تحویل دهید یا در سطل های مخصوص بازیافت بیندازید.
 
*بهتر است لامپ های کم مصرف را درون حباب قرار دهید و آنها را در جایی وصل کنید که بیشتر از 30 سانتی متر با افراد فاصله داشته باشد.
 
*بعد از 5 تا 10 هزار ساعت استفاده از این لامپ ها آنها را تعویض کنید.
 

باور نکردنی است!!!!

 
 مکالی کالکین، ستاره ی بازیگوش فیلم موفق "تنها در خانه" است.وی هم اکنون 31 ساله است و به شدت پریشان و نه چندان سلامت به نظر می رسد.وی که این روزها ریش بزی گذاشته است، بسیار ژولیده در انظار عمومی ظاهر شده است.ظاهر نه چندان خوشایند وی، باعث نگرانی طرفداران کالکین شده است.
 
 وی زمانی بزرگترین و موفقترین بازیگر کودک هالیوود بود و 4 میلیون دلار بابت بازی در فیلمی به نام "ریچی ریچی" در سال 94 گرفت.
 
 

 اما این بازیگر جوان پس از مدتی با مشکلاتی مواجه شد و با از دست دادن چندین نفر از نزدیکانش رو به رو شد. در ابتدا داکوتا خواهرش در تصادف خودرو جانش را از دست داد و سپس جنیفر ادامسون خواهر ناتنی اش به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر درگذشت.

 پس از این جریان ها، دوران بازیگری او با اختلاف مالی بین والدینش متوقف شد.

 در سال 1998، قاضی دادگاه، پدر کالکین که مدیر برنامه های فرزندش بود را اخراج کرد و اختیار ثروت این پسر کوچک را در اختیار یک حسابدار سپرد.پس از یک وقفه ی چندساله، او در سال 2000 به عالم سینما بازگشت.اما هیچکدام از فیلم های دیگر وی به موفقیت "تنها در خانه" نرسید.
 وی چندی پیش گفت: من بیکارترین بازیگری هستم که می می شناسم.

 در سال 2004، پلیس خودرویی را که وی در ان مسافر بود را متوقف کرد و در آن نیم انس ماریجوانا و چندین برگ قرص زاناکس پیدا کرد.

 او در داگاه مجرم شناخته شد و به یکسال حکم تغزیری برای هرکدام از جرم هایش محکوم شد. وی همچنین مجبور به پرداخت جریمه 540 هزار دلاری شد.
 

  
 لباس جالب خانم مانکن بد جوری جلب توجه کرد!
 استفان رونالد از معروف ترین طراحانی است که با طراحی لباس های متفاوت و جالب توانسته است شهرت جهانی کسب کند. او به تازگی لباسی طراحی کرده است که مانکن مشهور یاسمین لبون آن را به تن کرد.
 
 این لباس زیبا و البته جالب 50 کیلو گرم وزن دارد و تقریبا هم وزن خود یاسمین می باشد!
 
 برای دوخت این لباس حدود 50 متر پارچه مصرف شده و نکته جالب این است که یاسیمن برای حضور در صحنه به کمک نیاز داشت و دو مرد در کنار او حضور داشته و یاسمین را همراهی می کردند!
 
 

 دختری که 11 سال پلاستیک می خورد
کیلین 18 سال دارد و و ساکن ساکرامنتو، کالیفرنیا می باشد . او 11 سال است که به خوردن پلاستیک مشغول است.
 
مصرف باور نکردنی  کیلین شامل 100 چنگال، ده بطری های آب، 50 چوب لباسی و 25 درب پلاستیکی است.
 
کیلین می گوید: "پلاستیک چیزی است که من می خواهم و احساس می کنم و شما هم مثل من نیاز دارید.این طعم را دوست دارم و دارای بافت خشن اما در عین حال صاف ."
 
 

 در زایمانی عجیب, یک زن 11 نوزاد به دنیا آورد!!
یک زن هندی در یک زایمان بسیار عجیب، 11نوزاد قد و نیم قد را در نخستین زایمان خود به دنیا آورد!
 به دنیا آمدن این همه نوزاد نه تنها اعضای کادر بیمارستان محل زایمان زن هندی را شگفت زده کرد، بلکه سبب شگفتی بسیاری از مردم هند شد.
 

 این زایمان شگفت انگیز بسیاری از کاربران اینترنت را وادار به نوشتن تحلیل و تفسیرهای جالبی کرد که به نوشته برخی از آنها، زن هندی در اولین زایمان خود اعضای یک تیم فوتبال را زائیده است.
 

 رستورانی رویایی در فیلیپین
در استان کوئیزون فیلیپین، تفریح گاهی به نام ویلا اسودرو وجود دارد که درست شبیه مزرعه های کشاورزی است با اتاق های دنج و فضایی جذاب. اما چیزی که بیشتر از همه این تفریح گاه را مشهور کرده است، رستوران آبشار آن است که به جهانگردان اجازه می دهد از غذایشان درست پای یک آبشار طبیعی لذت ببرند.
 
بیشتر مواقع نزدیکی بیش از حد به مرگ انسان می انجامد اما این مسئله در مورد این رستوران صدق نمی کند. اینجا مردم کفش هایشان را در می آورند و در نزدیک ترین فاصله به آبشار می نشینند. این رستوران دقیقا در کنار آبشار لاباسین قرار دارد و مشتریان آن در این رستوران با انواع متنوعی از غذاهای فیلیپینی پذیرایی می شوند در حالیکه آب خنک آبشار درست زیر پایشان جریان دارد و این تجربه را برایشان لذت بخش می کند.
 
البته این آبشار به جذابیت آبشار نیاگارا نیست اما مشتریانی که به خیس شدن لباسشان اهمیت نمی دهند می توانند زیباترین عکس ها را در کنار این رستوران آبشاری بگیرند و خاطره ای بی نظیر برای خود بسازند.
 

 کشف قدیمی ترین جانور تاریخ حیات

 این تصویر، متعلق به موجودی است که دانشمندان اعتقاد دارند ممکن است همه گونه های جانوری از آن منتج شده باشند. اولین موجود چند سلولی که طبق نظریه های تکاملی، همه موجودات زنده نتیجه میلیاردها جهش و دگرگونی آن هستند؛ از ماهی ها تا دوزیستان، خزندگان و پرندگان و پستانداران، و در نهایت انسان.
 

  این موجود Otavia antiqua نامگذاری شده است. اوتاویا با عمر 760 میلیون ساله، قدیمی ترین حیوان کشف شده است. محققان می گویند که این موجود در آب های سرد، کم عمق و آرام، به باکتری ها و جلبک ها می چسبیده و از طریق منافذ بدن لوله ای اش، از آنها تغذیه می کرده است.

 اوتاویا ظاهری اسفنجی داشته و البته یک موجود ریز، کوچکتر از دانه شن بوده است.


 دیرینه شناس زیستی دکتر «باب براین» از دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند -که بخاطر تحقیقاتش بر روی گونه انسانی (Hominid) شهرت زیادی دارد- فسیل صدها اوتاویا را در یک سنگ در پارک ملی اِتوشا در نامیبیا یافته است. نمونه های پیدا شده متعلق به انواع زیادی از این موجود هستند و این نشان می دهد که احتمالا این ارگانیسم ها گستردگی فراوانی داشته اند.

 طبق اطلاعات منتشر شده در ژورنال علوم آفریقای جنوبی، این موجود بسیار مقاوم و سخت جان بوده، به گونه ای که حداقل از دو دوران یخبندان زمین که محققان حدس می زنند 650 میلیون سال پیش اتفاق افتاده اند، جان به در برده است. در هر یک از دوره های یخبندان زمین، سطح این سیاره تقریبا کامل از یخ و برف پوشانده شده است.

 جالب اینکه این موجود کوچک در طی این دوره ها تقریبا بدون تغییر باقی مانده و هم پای جلبک ها و باکتری ها، نسل آن بیش از 200 میلیون سال ادامه یافته است.

 دکتر براین اعتقاد دارد که اوتاویا اولین موجود شکارچی کره زمین بوده و در دوران شروع حیاتش در این سیاره، بدون رقیب در بالای زنجیره غذایی ایستاده بوده است. طبق نظر دکتر براین اوتاویا اولین نفر در مسابقه تکامل حیات حیوانی بوده است. موجود ریزی که در ادامه، به انسان اجازه حکم فرمایی بر این سیاره را داده است.

قابله توجه آقایان

قرقره چای سبززنی با صورت کبود رفت سراغ دکتردکتر پرسید: چی شده؟زن گفت: دکتر، هر وقت شوهرم مست می یاد خونه، منو زیر مشت و لگد می گیره دکتر گفت: هر وقت شوهرت مست اومد خونهیه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن و این کار رو ادامه بدهدو هفته بعد، زن با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشتزن گفت: دکتر، قرقره چای سبز فوق العاده بود.هر بار شوهرم مست اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای سبز وشوهرم دیگه به من کاری نداشت و الان رابطمون خيلی بهتر شده. حتی اون كمتر مشروب می خوره.دکتر گفت: می بینی؟ اگه جلوی زبونت رو بگیری، خیلی چیزا حل می شن





دیدنی های هفته از گوشه کنار جهان

برگزاری مراسم جشن ولنتاین در مسکو


بارش بیش از دو متر برف در یکی از شهرهای کوچک رومانی


تنظیم جواهرات عروس ها قبل از شروع یک عروسی دسته جمعی در کلکته هند. پنجاه و یک هندو و نه زوج مسلمان در یک ازدواج دسته جمعی به خانه بخت می روند


ابرهای سونامی گونه در ساحل پاناما سیتی در فلوریدا


طراحی شلوار کامپیوتری در هلند


بازی یک گربه روی بند رخت خانه ای در پکن


برف و یخ زدگی در ژنو سوییس


پارا گلایدر سواری در نپال


دریاچه ای یخزده در هامبورگ آلمان


یخزدگی ساحل ژنو سوییس



آشنـایی به فایـده های اعجـاب انگیـز سرکـه سیـب

حتما باید شنیده باشید که میگن خوردن یک سیب در روز شما رو از مراجعه به دکتر بی نیاز می کنه! حالا سرکه اش هم سرشار از خاصیت هست و معجزات زیادی داره! سرکه سیب حاوی مواد معدنی زیادی هست و علاوه بر خواصی که کلا سرکه بر روی دستگاه های تصفیه کننده خون داره٬ سرکه ی سیب خواص بیشتری هم داره و نه تنها یک اسید استیک سالم و ملایم هست و بر روی کبد و کیسه صفرا اثر فعال کننده داره، بلکه به مقدار قابل توجهی دارای پتاسیم٬ فسفر٬ کلرور منیزیم٬ کلرورسدیم٬ گوگرد٬ ویتامین های گروه  B و ویتامین D هست که این مواد موجود در سرکه سیب باعث طراوت و نشاط سلول های بدن می شود و می تونه دستگاه گوارش را فعال کنه و اثر فوق العاده خوبی هم بر روی هضم مواد چربی گوشتی و پروتئین دارد. در اینجا اشاره ای داریم به فواید کاربردی، تغذیه ای و بهداشتی سرکه سیب که امیدواریم شما دوستان به این محلول مفید بیشتر از قبل توجه داشته باشید :

آشنایی با  برخی فواید سرکه سیب :

. متوقف کردن سکسکه

به هنگام سکسکه، خوردن یک قاشق چای خوری سرکه سیب به دلیل مزه ترش آن به متوقف کردن آن کمک می کند.

. دندان های سفیدتر

اگر می خواهید دندان هایی سفیدتر داشته باشید، غرغره کردن سرکه سیب در صبح توصیه می شود. سرکه سیب به از بین بردن لکه ها، باکتری های دهان و لثه و سفید کردن دندان ها کمک می کند. بعد از غرغره کردن مانند روزهای معمولی مسواک بزنید. دندان های خود را یک بار در هفته در صورت امکان با جوش شیرین بشویید، این کار نیز برای از بین بردن لکه ها و سفید شدن دندان ها موثر است. شما همچنین می توانید از نمک به عنوان خمیردندان جایگزین استفاده کنید. اگر لثه های شما احساس نرمی دارند به مسواک زدن با نمک در هر روز ادامه دهید.

. رفع مشکلات معده

اگر مشکل معده شما مشکلی باکتریایی باشد یک جرعه از آب سرکه سیب به خاطر خاصیت آنتی بیوتیکی آن می تواند کارساز باشد. برخی از کارشناسان ادعا می کنند که سرکه سیب حاوی پکتین است که می تواند به تسکین اسپاسم روده کمک کند.

از بین بردن خستگی تمرین های ورزشی

انجام تمرین های ورزشی باعث ساخت اسید لاتیک در بدن می شود، و ایجاد خستگی می کند. گاهی نیز، این اسید به واسطه استرس های شدبد در بدن تولید می شود. اما اسیدهای آمینه در سرکه سیب مانند یک پادزهر عمل می کنند. سرکه سیب حاوی پتاسیم و آنزیم هایی است که احساس خستگی شما را رفع می کند. دفعه بعد که احساس خستگی کردید یک یا دو قاشق از سرکه سیب را با یک لیوان آب یا یک لیوان نوشیدنی سرد مخلوط کرده و نوش جان کنید و منتظر تاثیر شگفت انگیز آن بمانید.

. پیشگیری از سوء هاضمه

برای پیشگیری از سوء هاضمه، خوردن مقداری سرکه سیب، قبل از غذا را امتحان کنید. اگر می دانید که بعد از خوردن غذا احساس پشیمانی خواهید کرد این درمان سنتی را امتحان کنید. یک قاشق چایخوری عسل و یک قاشق چایخوری سرکه سیب را با یک لیوان آب گرم مخلوط کنید و  ۳۰ دقیقه قبل از وعده غذایی بنوشید. دیگر از خوردن غذا احساس پشیمانی نخواهید کرد.

. جلوگیری از گرفتگی عضلات پا در شب


با اضافه کردن دو قاشق غذا خوری سرکه سیب و مقدار کمی عسل به یک لیوان آب و خوردن آن در شب از گرفتگی عضلات پا در شب جلوگیری کنید. مدت کوتاهی پس از مصرف این مقدار سرکه سیب، دیگر از گرفتگی های دردناکی که شب هنگام برای شما پیش می آیند، خبری نخواهد بود.

. رفع گرفتگی بینی

یک قاشق چایخوری سرکه سیب را در یک لیوان آب مخلوط کنید و بنوشید. اینکار به از بین رفتن گرفتگی بینی شما کمک می کند.

.کاهش گلو درد

به محض اینکه احساس سوزش در گلوی خود کردید یک مقدار سرکه سیب بنوشید. این سرکه به از بین بردن عفونت کمک زیادی خواهد کرد زیرا که میکروب ها در محیط اسیدی سرکه دوام نمی آورند. کافی است یک چهارم فنجان سرکه سیب را با یک چهارم فنجان آب گرم مخلوط کنید و هر ساعت یک بار غرغره کنید.

- کاربرد سرکه سیب برای بهداشت خانه و حیوانات خانگی

تمیز کردن: نصف پیمانه سرکه سیب را با یک پیمانه آب مخلوط کرده و از آن برای تمیز کردن مایکروویو، کاشی‌های حمام، ‌سطوح آشپزخانه، شیشه پنجره‌ها و آینه‌ها استفاده کنید. از این ترکیب همچنین می‌توانید به عنوان ضدعفونی‌کننده استفاده کنید.

 رفع کک از حیوانات خانگی و وسایل خانه:‌ سرکه سیب را که با 50 درصد آب ترکیب کرده وبرای رفع کک، روی پوست حیوان و نیز مبلمان خانه اسپری

- سایر فواید سرکه سیب

 سرکه سیب دارای خاصیت آنتی بیوتیکی و ضدعفونی کننده است. ضد باکتری و ضد قارچ است و باعث ارتقاء عمل سیستم ایمنی بدن در مقابله با عوامل بیماری زا می شود.
 2. مقدار پتاسیم بدن را تنظیم می کند، در نتیجه به حفظ تعادل اسیدی- بازی خون کمک می کند.
 3. برای تصلب شرائین مفید است، زیرا هنگام مستحکم شدن استخوان ها، توده کلسیمی موجود در مفاصل را تجزیه می کند.
 4. برای درمان مسمومیت غذایی و ناراحتی های گوارشی مفید است.
 5. عفونت ادراری را بهبود می بخشد.
 6. فشار خون بالا را کاهش می دهد.
 7. در افرادی که داروهای دیورتیک ( ادرارآور ) مصرف می کنند، مصرف سرکه سیب، باعث جایگزین شدن و جبران پتاسیم از دست رفته می شود. برای این منظور دو قاشق مرباخوری سرکه سیب را با مقداری آب مصرف کنید.

 

((داستان كوتاه))

ميگويند در كشور ژاپن مرد ميليونري زندگي ميكرد كه از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي   چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزريق كرده بود اما نتيجه چنداني نگرفته بود. وي پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك راهب مقدس و شناخته شده ميبيند. وي به راهب مراجعه ميكند و راهب نيز پس از معاينه وي به او پيشنهاد كه مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ سبز نگاه نكند.وي پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام  خانه را با سبز رنگ آميزي كند . همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند. پس از مدتي رنگ ماشين ، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسكين مي يابد. بعد از مدتي مرد ميليونر براي تشكر از راهب وي را به منزلش دعوت مي نمايد. راهب نيز كه با لباس نارنجي رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه اي به رنگ سبز به تن كند. او نيز چنين كرده و وقتي به محضر بيمارش ميرسد از او مي پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته ؟ مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و ميگويد :" بله . اما اين گرانترين مداوايي بود كه تاكنون داشته." مرد راهب با تعجب به بيمارش ميگويد بالعكس اين ارزانترين نسخه اي بوده كه تاكنون تجويز كرده ام. براي مداواي چشم دردتان،  تنها كافي بود عينكي با شيشه سبز خريداري كنيد و هيچ نيازي به اين همه مخارج نبود.براي اين كار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهي ، بلكه با تغيير چشم اندازت ميتواني دنيا را به كام خود درآوري. تغيير دنيا كار احمقانه اي است اما تغيير چشم اندازمان ارزانترين و موثرترين روش ميباشد.

  آسان بينديش راحت زندگي كن

((کامیون حمل زباله))

روزی من سوار یک تاکسی شدم، و به فرودگاه رفتیم.
ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین
درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت.
ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!
راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام
فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. و منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را
به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می گویم:
((قانون کامیون حمل زباله.)) او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند.
آنها سرشار از آشغال،  ناکامی،  خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند. وقتی آشغال در اعماق وجودشان
 تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند.
به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید.
آشغال های آنها را نگیرید.
حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را بگیرند و خراب کنند.
زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید 
  از این رو.....    
افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید.  
 برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.
زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.
 روز پر برکتی داشته باشید